به نام خدا

 

و ان محمدا (ص)نعم الرسول و ان امیر المومنین علی ابن ابیطالب و اولاده الائمه الاحدعشر نعم الائمه و ان ما جاء به محمد صلی الله علیه و اله حق و ان الموت حق و سوال منکر و نکیر فی القبر حق و البعث حق و النشور حق و الصراط حق و المیزان حق و تطائر الکتب حق و الجنه حق و النار حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من القبور.

محمد درود خدا بر او و خاندانش باد چه خوب پیامبری است و علی ابن ابیطالب (ع)و اولاد ش امامان یازده گانه چه خوب امامانی هستند و آنچه که محمد که درود خدا بر خاندانش باد آورده است حق است و مرگ حق است و سوال نکیر و منکر حق است و مرگ حق است و برانگیخته شدن حق است و نشور حق است و صراط حق است و میزان حق است و پرسش نامه اعمال حق است و بهشت حق است و جهنم حق است و قیامت حق است و شکی در ان نیست و به راستی خدا برانگیزد هر آنکه در گورها ست.


ان الله و انا الیه راجعون

 

همه از خداییم و همه به سوی او باز میگردیم .همه ما عاقبت به سوی ابدیت میرویم و آنجا جایی است که خداوند متعال بارها و بارها این امر را متذکر میشود که عاقبت مرگ فرا میرسد در هر کجا که باشید حتی در کاخ ها و قلعه های مستحکم مرگ شما را فرا میگیرد.

دین حق است و خداوند نیز حق است همه انسان ها برای دیدن نتیجه اعمال خود میمیرند و این حق است برای اهلش .آنان که هر گاه مصیبتی بر آنان وارد میشود آن را حق میدانند و برای حق صبر میکنند اجری عظیم نزد خدایشان دارند.

خدایا به پدر و مادر و به دوستانم صبر عطا کن تا با صبر به مأمن امن و ایمنی تو برسند .به شما وصیت میکنم که از ارزشهای اسلام و انقلاب با خون خود حفاظت کنید و نگذارید که نامحرمان این کشور و این دین کامل را به انحراف و ابتذال بکشانند . به شما وصیت میکنم که در هر حال نماز را فراموش نکنید که این گوهر گران قدر سرمایه نجات و برکت در کارهایمان است . بدانید که انسان تا آن گاه که زنده است میتواند کاری بکند وقتی که مرد دیگر هیچ کاری نمیتواند بکند. در آن هنگام تنها در گرو اعمالش است ، اعمالی که پیش فرستاده است.

حال بنگرید که اعمال از پیش فرستاده با اخلاص توام باشد و آلوده به ریا نباشد .

وای بر ما اگر عجب در اعمال ما دخیل باشد، اگر اعمال ما یکسره تباهی و سیاهی باشد،اگر حاصل عمر ما دست مایه ای برای آخرت نباشد .در این صورت این زندگی به چه می ارزد؟ زندگی و حال و روز آن کسی را بنگرید که با این اعمال بمیرد .پس تا میتوانید و از دستتان بر می آید اعمال بی ریا انجام دهید تا از هول روز قیامت و شب اول قبر ایمن باشید.

به شما وصیت میکنم که قرآن این سلاح انسان ساز را فراموش نکنید . با قرآن انس بگیرید تا روز قیامت شفاعت شما را بکند .خوشا به حال آنان که چنین باشند. وصیت میکنم که تا میتوانید از سه چیز غافل نشوید: ریاضت روح - ریاضت بدن - تقرب به خدا. ریاضت روح بکشید با دوری از گناهان، با مهار زدن به نفس،با جلوگیری از تهمت و غیبت،با پاک نگه داشتن نهاد و روح خود،با دل نبستن به دنیا و آنچه در آن است،با فکر قیامت و هول مرگ،خدا را گواه میگیرم که اگر آدمی هول مرگ و قبر را میدانست هیچ گاه دل به این دنیا نمی بست و روز و شب به فکر عاقبت به خیری و فرستادن توشه ای برای آخرت بود

روح را ریاضت بدهید با اعمال نیک که همانا روح اعمال نیک روح شما را پاک میکند و روح اعمال زشت روح شما را آلوده میکند. بکوشید که از این دنیای خاکی روح را آسوده کنید و سبکبار از آن دل بکنید که دل بستن به این دنیا همانا سر منشاء همه بدیها و پلیدی ها است.

ریاضت بدن بکشید و بدن خود را ناز پرورده نکنید .دائما به فکر سختی و فشار قبر ،جسم و بدن خود را ریاضت بدهید .روزه های مستحبی بگیرید و بدن را آماده سختی قبر کنید.وضو در زمستان و روزه در تابستان ،سختی بدن برای برآوردن حاجت خانواده و مومنین،سختی بدن در راه امر به معروف و نهی از منکر باعث آسانی قبر میشود.آنان که سختی عبادت و شب زنده داری را برای خود میخرند و سجده ها و رکوع های طولانی دارند و برای رضای خدا از خود دائم در حال ریاضت بدن هستند ،خداوند نیز تقاص این عمل را به آنان پس میدهد ،که خداوند میفرماید:«به اندازه یک ذره خیر یا شر اگر داشته باشید حساب میشود»

جسم خود را ریاضت بدهید از گناهان ،دست و پاها و چشمان و زبان خود را ریاضت بدهید تا آنجا که در اختیار شما باشند .نگذارید زبانتان هرچه میخواهد بگوید و چشمتان هر چه میخواهد ببیند آن چشمی که از هر چیز بد بسته نشده باشد و ورع در آن نباشد قادر به دیدن آیات خدا نیست . پس اعضا و جوارح خود را حفظ کنید با ریاضت بدن .افکار خود را پاک کنید از غیر خدا که آنجا که خدا نیست شیطان است و آنجا که شیطان است شر است .و شقاوت و خسران آدمی در گوش کردن و گردن نهادن به اوامر نفس و دوستی با شیطان است .

تقرب به خدا جویید که همان دم که آدم با خوردن گندم از فرمان خدا سر زد و از بهشت رانده شد با این هدف به زمین آمد که وسیله تقرب به خدا را در زمین بجوید .و شما ای انسان ها فراموش نکنید هدف از خلقت خود را که آن صفت برتری از ملائکه ، نصیب آنان است که تقرب به خدا میکنند و آنچه گفته انجام میدهند و آنچه نگفته دل به انجامش نمیدهند و در هر حال به فکر رضایت او از خودند و فکر دنیا و عقبی نیستند ،هر چه دارند به پای او و برای او میریزند و جان خود را نیز در این میانه تسلیم میکنند و سر آخر خجل از آنچه تحفه کرده اند میباشند.

به امام حسین(ع) و نهضت او بنگرید که هر چه دارد در راه خدا فدا میکند حتی کودک شش ماهه خود را،نوجوان خود ،برادران خود،خانواده خود را نیز همراه آورده و جان خود را برای هدف خود از دست میدهد .کسی که پای در تقرب خدا میگذارد باید بداند که کوچکترین تحفه برای تقرب به او جان اوست و آنکه به این ساحل سلامت و ایمنی میرسد دیگر از آب و گل بیرون آمده است و تا رسیدن به این مقام هر لحظه باید در مقام بیم و امید باشد و دل به اعمال خود نبندد که کریمی خداوند بسیار محکم تر از اعمال ماست .پس بیایید همه به این ریسمان چنگ بزنیم و از کوچکترین اعمال که باعث پرده و حجاب بین ما و خدا میشود دوری کنیم.

به شما وصیت میکنم تا آنجا که میتوانید در راه خدا صدقه بدهید و زکات مال و علم خود را بپردازید . زنهار که گوهر عمر خود را به سادگی از دست بدهید و تا چشم باز کنید عمری از دست رفته و تباه داشته باشید .در هر کاری خدا را در یاد داشته باشید و اول و آخر و پناه خود را او قرار دهید . در کار خود ثابت قدم باشید و در اعتقادات خود ذره ای شک و ریب راه ندهید که خداوند اجری عظیم برای اعمال شما قرار داده است . اگر انقلاب کردید تا جامعه ای اسلامی داشته باشید و دست به سوی اجنبی دین دراز نکنید پس دل محکم دارید و از این انقلاب دست نکشید و نگذارید که مشکلات اجتماعی و اقتصادی شما را از این انقلاب دور کند و بدانید که این خود امتحان الهی است و در بهشت مراتبی است که با عبادت به دست نمی آید و این گونه است که به دست میآید.

برادران بدانید که امام عصر (عج) ناظر بر اعمال ماست از آن بالاتر خداوند ناظر بر اعمال ماست و این اعمال در لوح محفوظ ثبت است . مراقب دشمن که درون پوست میش شده است باشید که این گرگ اینبار با دندان تیز و با توپ و تفنگ به جنگ با این انقلاب نیامده است . او این بار با این تبلیغات مسموم خود پای در راه ابتذال این فرهنگ و انقلاب گذارده است . نگذارید که با بوجود آوردن بی بند و باری در بین جوانان این مملکت امام زمان ، جوانان پاک ما را آلوده کنند.

بدانید که شما وارث خون شهدایید و در روز قیامت پاسخگوی این امانتید.

مواظب باشید که اسیر جبر طلبی ها و ایسم های غربی و فلسفه های برگرفته از سفسطه غرب نشوید تا خدای نکرده دین و ایمان خود را بر سر این کار از دست ندهید. از مد پرستی و تجمل گرایی بپرهیزید و بدانید که اینها همه افکار مادّیون است آنان که به آخرت و عاقبت و عالم بعد از مرگ ایمان ندارند .پس چرا ما دل به این افکار مادی بدهیم ؟ ما که آخرت را قبول داریم و اعتقاد به روز محشر داریم چرا دل به این افکار ببندیم و خدایی نکرده برای لحظه ای آسایش، آنچه جمع کرده ایم و ره توشه قیامت کرده ایم از دست بدهیم؟

به عنوان برادر کوچکتر از شما جوانان میخواهم که پیش از آنکه به فکر خود باشید به فکر جامعه خود باشید و برای سازندگی آن کوشش کنید . به شما جوانان میگویم که اگر بتوانید دیو نفس و شیطان را شکست بدهید و بر ان لگام بزنید به خدا که سعادت دنیا و آخرت را برای خود خریده اید .

عشقی جز عشق به خدا در دل خود راه ندهید تا او نیز عاشق شما شود و بدانید که وعده خداوند عاقبت محقق میشود.

به شما وصیت میکنم که هرگز پیش از آنچه خداوند برای شما مقّدر کرده است نخواهید که از راه او به در میشوید و هر که از راه او به در شد در سیاهی افتاد و در ظلمت گم شد .هیچ گاه سعی در بردن آبروی مومنی نکنید در حالی که خداوند در حال همه بندگانش ستارالعیوب است.

 فراموش نکنید که خداوند منتقم ترین است و بخشنده ترین پس پیش از آنکه به انتقام الهی دچار شوید با دستگیره توبه به بخشند گی خدا متصل شوید و از این دستگیره رها نشوید.

هرگز از اخوت و برادری بین خود دست نکشید و بدانید که نجات امت در جمع آنهاست. پس دست از استبداد بردارید و دست به دست هم در راه اسلام و انقلاب قدم بردارید .حاشا و کلا که اگر چنین کردید خداوند نیز با شماست ، که خدا در درون دلهای بدون تنفر است و مومن هیچ گاه کینه برادر مومن خود را به دل نمیگیرد و این را بدانید که هیچ کس گل بی خار نیست.

به شما وصیت میکنم که از گوشه نشینی دست بردارید و به وسط معرکه بیایید که هیچ گاه اسلام گوشه نشینی را قبول نداشته و نخواهد داشت.فراموش نکنید که جامعه سالم آینده سالم دارد و آنگاه که جامعه آلوده شود سقوط میکند و آنگاه که عذاب آید همه سوزد ،خشک و تر . بدانید که خداوند در دنیای دیگر شما را مورد سوال قرار میدهد که چرا امر به معروف و نهی از منکر نکردید و در اصلاح جامعه نکوشیدید .

به شما وصیت میکنم که کسب حلال بهتر است برای شما از هر چیزی پس به دنبال کسب حلال باشید و در هر حال در کسب خود خدا را فراموش نکنید و آنچه که برای ان کار میکنید رضای خدا باشد .

به شما وصیت میکنم که نگذارید مساجد خالی شود و قرآن فراموش شود. تاکید میکنم نماز جماعت را اقامه کنید حتی با دو نفر و قرآن را بخوانید و در آن تفکر کنید و به آن عمل کنید و آنچه را که میآموزید در دل و در عمل نشان دهید که آموختید، و خدا را ناظر بر هر عمل خود بدانید و تقوا و ورع داشته باشید تا در وقت مصیبت خداوند نیز شما را یاری کند.

بدانید که در هر حال مورد آزمایش خدائید و هر گاه که خداوند شما را در ورطه آزمایش قرار میدهد راهی را برای شما برای میل و تقرب به او باز میکند .پس در آزمایشات الهی به او توکل و توسل جویید که راه تقرب به سوی شما باز شده است .

پدر و مادرم، از خداوند متعال برای شما صبر طلب میکنم که داغ فرزند بسیار سخت است ، ولی فراموش نکنید که نباید در مصیبت سخنانی بگویید که خداوند را قهر بیاید .برای خاطر خداوند صبر کنید که خداوند صابران را بسیار دوست دارد .مبادا صدای شیون خود را بلند کنید و جزع و فزع کنید.نمی گویم نکنید،ولی آهسته کنید. مبادا نامحرمان صدای شیون شما را بشنوند که این خروج از دین و باعث قهر خداوند است.مبادا صدای شیون شما باعث شادی دشمنان شود . مبادا که در حال شیون حجاب و حیا را فراموش کنید که این باعث عذاب من در قبر است.

فراموش نکنید که هر که هدف دارد مرگ ندارد و مرگ فقط انتقال است و مردگان در میان زندگان میباشند و از سخنان آنها مطلع اند

پدر و مادرم به شما وصیت میکنم که نماز شب را به پا دارید و آنگاه به درگاه خدا برای آمرزشم دعا کنید ،که خداوند دعا را خیلی دوست دارد خصوصاً دعای پدر و مادر را برای فرزند.

پدر و مادرم میدانم که آنچه کردم با شما بد کردم .میدانم که دل شما را شکستم و حق فرزندی را ادا نکردم میدانم که شما چقدر صبر کردید و چقدر برای من زحمت کشیدید ،میدانم که آرزو های زیادی داشتید.مرا ببخشید و از من درگذرید و حلالم کنید تا آرام و آسوده شوم که همانا بخشش شما باعث بخشش خداست و رضای خدا در رضای شما.از من در گذرید که آنچه کردم بر خود و بر شما ظلم کردم برایم قرآن بخوانید و آمرزش طلب کنید ،نماز قضا بخوانید و صدقه بدهید که بسیار چشم انتظار آن چیزی هستم که شما برای من میفرستید.برای اسیر در خاک خود ره آوردی بفرستید که او چیزی با خود ندارد جز امید .

آنچه دارم از مال دنیا متعلق به بسیج است ،در کمد یا در حساب بانکی آنچه دارم متعلق به بسیج است و نزد من امانت است آنچه به دیگران بدهکارم تا آنجا که توانستم پرداخت کردم اما اگر کسی طلب کرد بپردازید و از دوستان و آشنایان برایم حلالیت بطلبید .

از همه دوستان و آشنایان میخواهم که من را حلال کنند و اگر کدورتی در دلشان است مرا ببخشند و برایم طلب مغفرت کنند آنچه از دیگران طلب دارم بخشیدم و از کسی کدورتی به دل ندارم .

پدر و مادرم ،از شما میخواهم که خودتان را برای من به زحمت نیندازید ،هر کجا که میخواهید مرا دفن کنید و از تجمل دوری کنید .مراسم هفت و چهل را به پا دارید و اگر خواستید سال بگیرید تا یکسال اشکال ندارد ولی پس از آن دیگر خود را به زحمت نیندازید،ولی به یادم باشید .به شما وصیت میکنم که مرده پرستی نکنید و در نگه داشتن وسایلم حریص نباشید و قهرمان پروری نکنید و آنچه دیده و شنیده اید در هر جا بازگو نکنید .مراسم ختم مرا در مسجدی بزرگ بگیرید و نماز شب اول قبر برایم بخوانید . مراسم دفن را آنچه آمده است عمل کنید و تعجیل در به خاک سپاریم نکنید .دو بار تلقینم دهید،یک بار در درون قبر و دوم بعد از آنکه خاک ها را ریختید .چند بار بروید و برگردید تا ترسم بریزد .

عاقبتم خاک بود همان گونه که از خاک برخاستم ،روزی نیز دوباره از خاک بر میخیزم .

تامل کنید که خداوند وضع جهان را در چهار کلمه بازگو کند «کل من علیها فان» .پس هر چه هست در جهان فانی است پس دل به خدا بندید که اوست باقی در جهان و هر که به او پیوست باقی شد .

حجله ام را بیارایید که این به واقع حجله من است و در تمام عمر هر چه کوشش کردم در این عمل بود ،پس به وصالم رسیدم،شادی کنید و بخندید که این بهتر است از زندگی جاودان برایم .آنچه برایم تقدیر شد گردن نهادم ،پس نپرسید که چرا چنین شد که هر کس عاقبتی دارد ،اما خوشا به حال آنان که عاقبت به خیر شدند که به راحتی از هر دو عالم گذشته اند .

این دار«اناالحق» من است و سالهاست که بدنبالش میخرامم ،دل برای خدا محکم دارید و برایم دعا کنید که محتاج ترینم و عاصی ترین

عاشورا را فراموش نکنید که روز قیام امام زمان و روز غلبه خون بر شمشیر است .

از خداوند میخواهم که شهد شیرین عشق و معرفت را به شما نیز بچشاند تا شما نیز آنرا درک کنید .با دلی آکنده از امید و قلبی لبریز از عشق به سوی واجب الوجوب و معشوق خود میروم و شادمان وصال و کامجوی اویم.

 

یک چند ز کودکی به استاد شدیم    یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن نگر چه بر ما بگذشت     از خاک در آمدیم و بر باد شدیم


نوشته شده در تاريخ شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩ توسط شهید هادی محبی
تمامی حقوق مطالب برای محفوظ می باشد